| کد: 133612 | منبع: اختصاصي ابنا | print |
بزرگترین حکیم متعالی خداوند است
|
آنچه ميآيد مصاحبۀ ابنا با دكتر «محمد پزشكي»، نويسنده، محقق، استاد دانشگاه، عضو كميتۀ علمي همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه و يكي از سخنرانان اين همايش است. كتاب "چيستي فلسفۀ اسلامي در حوزۀ تمدن اسلامي" و مقالاتي چون "روش و سياست در فلسفۀ اسلامي"، "بسط حكمت متعاليه در انديشۀ سياسي معاصر"، "جستاري در باب سرشت و جايگاه فلسفۀ سياسي" و ... بخشي از آثار ايشان است.
ابنا: آقاي دكتر به عنوان اولين سؤال بفرماييد كه "سیاست متعالیه" به چه معني است؟
سیاست معاني متفاوتي دارد، اما آنچه در لغت مشهور است، تدبیر امور زندگی است؛ زندگی به معنای عام. سیاست واژهای است مشترک لفظی و متناسب با هستیشناسی که متكي به آن است، معانی متفاوتی پیدا میکند.
سیاست در یک تقسیم به دو دسته تقسیم میشود:
1. سیاست ضروری: كه به معناي راه کارها و برنامه هایی است که برای گذراندن نیازهای اولیه و حیوانیه انسان لازم است.
2. سیاست متعالیه: سیاست متعالیه معتقد است انسان علاوه بر نیازهاي اوليه و حيواني، نیاز دیگری هم دارد و در پی تدبیر این بخش از وجوه وجود انسان است، لذا به نیازهایی فراتر از نیازهای مادی هم میپردازد.
ابنا: شما اين تقسيم را بر اساس چه مبنايي طرح ميكنيد؟
ببينيد، سیاست پشتوانۀ نظری میخواهد. اگر آن حکمت نظری، انسان را مادی دید، این حکمت متدانی است و سیاست ضروری را نتیجه میدهد و آن حکمت نظری که انسان و جهان را فراتر از محسوسات دید، حکمت متعالیه است و سیاست متعالیه را نتيجه خواهد بود.
ابنا: مراد از "حکمت متعالیه" چیست؟
حکمتی که جهان و انسان را در وسیع ترین بعد می بیند. اين معنا، معناي عام حكمت متعاليه است؛ لذا حکمت متعالیه نه به عنوان یک اسم، بلکه به عنوان یک الگو، طرحي است كه از قبل مطرح شده و در واقع همان کاری است که دین انجام داده است، لذا از این دید حکمت متعالیه یک حکمت جاودان و همیشگی است. ملاصدرا هم كه به عنوان مؤسس نوعی از حکمت شناخته میشود که ما به آن حكمت متعاليه میگويیم، در واقع تلاش او ست تا این مطالب را به صورت فلسفی ترسیم کند، خوشبختانه ملاصدرا توانست با استفاده از مصالح علماي قبل از خودش كه برخي از آنها هم از جمله ابن سينا و قيصري از تعبير حكمت متعاليه استفاده هم كرده بودند، و همچنين دریافتهای خودش یک سيستم و الگوی بسته و منسجم ارائه کند. لذا حكمت متعاليه چه قبلش و چه بعدش منحصر به ملاصدرا نیست. بزرگترین حکیم متعالیه خداوند است، لذا ملاصدرا میگوید هدف حکمت خداگونه شدن است؛ یعنی همانگونه که خداوند حکیم متعالی است، از انسان هم خواسته شده است که خودش را به این حکیم شبیه کند و اين با سياست متعاليه شدني است.
ابنا: درباره حضور سیاست در حکمت متعالیه چه دیدگاه هایی وجود دارد؟
بحث سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه بحث جديدي است. بنابراين قضاوتها در مورد اين مسئله چندان دقيق نيست و ديدگاههاي روشني در اين حوزه ديده نميشود.
حجم اندك آثار سياسي ملاصدرا و عدم بحث و ارائۀ مباحث نظري مربوط به سياست توسط شارحان و شاگردان اين مكتب باعث شده عدهاي بگويند حكمت متعاليه، از سياست بحث نكرده است. اما بايد به اين پرسش پاسخ داد كه آن وقت تفاوت فلسفه با غير فلسفه چه ميشود؟ شكي نيست كه حكمت متعاليه يك دستگاه فلسفي، منسجم و منظم است، از طرفي خصوصيت يك دستگاه فلسفي در اين است كه هر پديدهاي و از جمله پديدههاي اجتماعي و انساني را تبيين كند. اين دليل برخلاف استدلال نافيان اين ديدگاه تاريخي نيست، بلكه دروني است. اگر بگوييم حكمت متعاليه سياست ندارد، مستلزم اين است كه بگوييم حكمت متعاليه فلسفه نيست و اين سخن در واقع، اظهار نظر كردن، خلاف بداهت است.
ابنا: ملاصدرا به طور روشن در کدام یک از آثارش راجع به سیاست سخن گفته است؟
در دو تا از کتابهای صدرالمتألهين شيرازي بُعد سیاسی این حکمت بيشتر به چشم میخورد؛ يكي در مشهد پنجم شواهد الربوبیه، و ديگري هم در مبداء و معاد. البته در آثار دیگر او هم میتوان جنبههایی از مبانی طرح سیاسی او را ملاحضه کرد.
ابنا: با توجه به اينكه سفر چهارمي كه ملاصدرا در اسفار مطرح كرده، و اين سفر مربوط به رهبري جامعه به سمت كمال است آیا می توان اين کتاب را هم از كتابهاي سیاسی اين حكيم محسوب كنيم؟
بايد بگويم یک سیاست عامی به معناي تدبير بر این طرح از سفر اول تا چهارم حاکم است. سیاست خاص هم در واقع برمیگردد به سفر چهارم که این سفر، ذیل بحث نبوت مطرح ميشود و آن دو کتاب که عرض شد، ملاصدرا آنجا بحث كرده و اين نظريه را بسط داده و تبيين كرده است.
ابنا: ظرفیت های حکمت متعالیه در عرصه سیاست را چگونه ارزیابی میکنید؟
حكمت متعاليه به ما ديد وسيعي ميدهد. مخصوصاً در ساختن مفاهيم و ارائۀ راه حلها. در ساير حوزهها مثل روابط بينالملل، جامعهشناسي سياستگزاريهاي عمومي، ديپلماسي و... هنوز نياز به زمان داريم. به گمان من هنوز نظريۀ سياست متعاليه ساخته نشده است. البته درمورد ظرفيتهاي اين حكمت ميشود حرف زد و البته آن وقت از اميدها و چشماندازمان سخن گفتهايم كه انشاءالله به آن دست خواهيم يافت.
با توجه به اينكه حضرتعالي عضو كميتۀ علمي همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه هم بودهايد، ارزيابي شما از مقالاتي كه به اين همايش ارسال شده چيست؟
ببينيد، هركاري اولش سخت است. مثلاً شناگري كه تازه ميخواهد شنا ياد بگيرد، وقتي خودش را به آب ميزند بيشتر از شخصي كه مهارت دارد، تلاش ميكند و كمتر نتيجه ميگيرد، اما مهم اين است كه دست از تلاش برندارد. اين كار را هم بايد از يك جا شروع كرد. اگر اين كار 20 سال قبل شروع ميشد ما الان خيلي جلوتر بوديم. اما راجع به مقالات؛ اگر نسبت به مقالاتي كه تا حالا كار شده بسنجيم، روشن است كه به قوت آنها نيست، اما در مجموع مقالات خوب و قابل تأملي است. البته نبايد از نظر دور داشت كه علاوه بر تازه و بكر بودن موضوع، مسائلي چون بحران مفاهيمي كه در علوم انساني با آن روبهرو هستيم هم اين كار را مشكلتر ميكرد.
ابنا: اگر چه همايش هنوز تمام نشده، ميتوانم بپرسم همايش را چطور ديديد؟
همايش به لحاظ موضوع و نوآوري كه داشت، خوب بود. حضور و حمايت فقيه و حكيم متأله حضرت آيت الله جوادي هم در اين همايش و قبل از آن ويژگي منحصر به فردي داشت، و به خوبي توانست به عمق و غناي علمي همايش بيافزايد. از لحاظ اجرايي و اطلاع رساني و نظم هم، با چند نفر كه من صحبت كردم و همانطور كه شما ديديد، ميتوانم بگويم مثال زدني است.
از شما به خاطر فرصتي كه در اختيار خبرگزاري اهل بيت عليهمالسلام گذاشتيد متشكرم.
انتهاي پيام/107
| Share : | Del.icio.us |
Digg |
Facebook |
Newsvine |
Reddit |
Technorati |